جملات انگلیسی  در مورد کمک کردن!


جملات زبان انگلیسی در مورد کمک کردن

 

Helping


در این پست جملاتی در زبان انگلیسی بیان شده است که برای دادن پیشنهاد کمک به کار می­ رود.



A: اگر قصد داشته باشیم به دوستی که در حال انجام کاری است، پیشنهاد کمک بدهیم عبارت های زیر به کار می­ رود.

 

1- کمک می­ خواهی؟

(Do you) want any help?

 

2- کمک لازم داری؟

(Do you) need any help?

 

3- می­ تونم کمک کنم؟

Can I help?                     

 

4- می­ت ونم کمکت کنم؟

Can I give you a hand?

 

B: برای دادن پاسخ مثبت به پیشنهاد کمک از عبارات زیر استفاده می­ شود:

 

5- بله اگر زحمتی نیست.

Yes, if it’s no trouble.

 

6- بله اگر برایت اشکالی ندارد.

Yes, if you don’t mind.

 

C: برای دادن پاسخ منفی از عبارات زیر استفاده می­ شود:

 

7- نه متشکرم از عهده­ اش برمی­ آیم.

No thanks. I can manage.

 

8- نه خوبه. خودم می­ تونم انجام بدم.

No, that’s ok. I can do it myself.

 

D: در موقعیت های رسمی تر برای پیشنهاد کمک، عبارات زیر به کار می­ رود:

 

9- می­ خواهید ظرف­ها را از روی میز جمع کنم؟

Would you like me to clear the table?

 

10- اگر میل داشته باشید، گیاه ­ها را آب می­ دهم.

I’ll water the plants if you’d like.

 

E: اگر در پیشنهاد کمک قصد تعارف کردن و اصرار کردن را داشته باشیم، عبارت زیر به کار می­ رود:

 

11- بگذارید یکبار هم که شده من این کار را بکنم.

 Let me do it for once.

 

12- از پیشنهادتون ممنونم اما نمی­خوام به شما زحمت بدم.

I appreciate your offering but I don’t want to trouble you.

 

13- تعارف نکن. بگذار کمکت کنم.

Oh, come on. Let me give you a hand.

 

14- تعارف نکن. وقتی من می ­تونم کمک کنم، مجبور نیستی این­کار را تنهایی انجام بدی.

Oh, come on. You don’t have to do it yourself if I’m here to help.

 

F: اگر بخواهیم به شخصی که اتفاقی بدی برای او افتاده پیشنهاد کمک دهیم، عبارت زیر استفاده می­ شود:

 

15- هیچ کمکی از من برمی ­آید.

Can I do anything to help?

 

16- چه کمکی از دست من برمی­ آید؟

What can I do to help?

 

17- می­ خواهید زنگ بزم آمبولانس؟

Should I call an ambulance?

 

18- لطفا میشه کمک کنید بلند شم؟

Can you help me up, please

جملات انگلیسی در مورد بستنی!


جملات زبان انگلیسی در مورد بستنی

 

Ice Cream


در این پست اصلاحات و جملات کاربردی در مورد خرید بستنی، به کار رفته است.



1- یک لیوان بزرگ شیر موز، لطفا.

A big glass of banana-milk shake, please.

 

2- ممکنه لطفا برایم یک بستنی بیاورید؟

Would you please bring me an ice-cream?

 

3- چه نوع بستنی می خواهید؟

What kind of ice-cream do you want?

 

4- سه اسکوپ بستنی (قاشق)، لطفا.

Three scoops of ice-cream, please.

 

5- یک لیوان بستنی لطفا.

A tub of ice-cream, please.

 

6- یک بستنی قیفی / یک بستنی یخی لطفا.

An ice-cream cone / an ice lolly, please.

 

7- چه طعمی میل دارید؟

What flavor would you like?

 

8- یک بستنی وانیلی / بستنی زعفرانی.

A vanilla ice-cream / saffron ice-cream.

 

9- این بستنی طعم خیلی عجیبی دارد.

This ice-cream has a really unusual flavor.

 

10- بستی ات را بخور، داره آب میشه و از ظرفش بیرون میریزه.

Eat your ice-cream. It is melting and oozing out of its wrapper.

 

11- یک بستنی فروش خیلی معروف این نزدیکی هاست.

There is a very famous ice-cream parlor nearby.

 

12- بستنی اش درجه یک است.

It has premium ice-cream.

 

13- در ایران ما فالوده داریم.

In Iran we have Faloodeh.

 

14- فالوده چیست؟

What’s Faloodeh?

 

15- فالوده یک شربت ایرانی است که از نشاسته منجمد شده، گلاب و گاهی اوقات آب لیمو درست می شود.

Faloodeh is a Persian sorbet made from frozen starch, rose water, and sometimes lime juice.

 

16- من حساب می کنم. نه بیا شیر یا خط  کنیم. شیر یا خط؟

It’s on me. No, let’s toss for it. Heads or tails?

 

17- دست بردادر، آقا به حساب من بگذارید.

Come on, please put it on my tab, sir.


?What are colons and semicolons

What are colons and semicolons?


Colons [ : ] are the marks you use to introduce a list of things.Semicolons [ ; ] are another way of dividing a sentence, or of joining two sentences. They aren’t as popular as they used to be, but some authors still use them, usually to link two thoughts that are very closely related to each other.

Modern advertising doesn’t only aim to inform us about new products and services; it aims to make us buy them.

He inherited quite a sum from his grandfather, but it wasn’t enough to pay for a new place; they would have to wait a few more years and hope that prices didn’t go up as steeply as they had that year.


Sometimes colons and semicolons are interchangeable; you could use either of them in both of the sentences just quoted (or in this one). 

جملات انگلیسی در مورد تحصیلات!



جملات زبان انگلیسی در مورد تحصیلات

 

Education


در این پست جملات کاربردی و کلیاتی در زمینه تحصیلات و ادامه تحصیل مطرح شده است. سایر عبارات در مورد دانشگاه، امتحاتات و تدرس در دانشگاه در پست های دیگری ارائه خواهد شد.



1- کلاس چندمی؟ کلاس چهارمم.

Which grade are you in? I’m in the fourth grade.

 

2- مدرکت چیه؟       

What’s your degree?

 

3- سال چندمی؟ سال سومم.

What year are you in? I’m in the third year.

 

4- کدام مدرسه / دانشگاه میروی؟

Which school/ university do you go to?

 

5- من دانشجوی سال اول / سال دوم / سال سوم / سال چهارم هستم.

I’m a freshman / a sophomore / a junior / a senior.

 

6- هم اطاقیم سال دومی است.

My roommate is a sophomore.

 

7- می خواهم تحصیلاتم را در خارج از کشور ادامه بدم.

I want to continue my studies abroad.

 

8- هنوز درسم را تمام نکرده ام.

I haven’t completed / finished my studies yet.

 

9- رشته تحصیلی ات چیست؟ چه رشته می خونی؟

What’s your major (field of study)?

 

10- رشته ریاضی می خونم.

My major is math. / I’m majoring in math

 

11- قصد دارم رشته پزشکی را انتخاب کنم.

I’m going to take up medicine.

 

12- ناچار شدم کالج را رها کنم (ترک تحصیل کنم).

I had to drop out of college.

 

13- این ترم، 18 واحد برداشتم.

I’ve taken 18 units / credits / credit hours this semester.

 

14- یک سال تحصیل از دو ترم تشکیل شده است.

An academic year consists of two semesters.

 

15- تا حالا 60 واحد گذرانده ام.

I’ve passed 60 units so far.

 

16- برادرم ماه قبل از دانشگاه آزاد فارغ التحصیل شد.

My brother (was) graduated from Azad University last month.

 

17- برادرم فارغ التحصیل دانشگاه تهران است.

My brother is a graduate of Tehran University.

 

18- تحصیلات دوره لیسانس / تحصیلات دوره فوق لیسانس

Undergraduate studies / post graduate studies

 

19- پایان این دوره گواهینامه (از نوع مدرک) می گیری؟

Will you get a certificate at the end of this course?

 

20- دیپلم دبیرستان دارم.

I have a high school diploma.

 

21- مدرک دانشگاهی داری؟

Do you have a degree?

 

22- فوق دیپلم / لیسانس / فوق لیسانس / دکتری دارم.

I have an Associate’s Degree / a Bachelor’s Degree / a Master’s Degree / a Ph.D (Doctor of philosophy).

 

23- به مدرک لیسانس در رشته های علمی، فنی و علوم پایه B.Sو یا B.Scگفته می شود که مخفف عبارت Bachelor of Scienceمی باشد.

 

24- به مدرک لیسانس در رشته های انسانی و هنر B.Aگفته می شود که مخفف عبارت Bachelor of Arsمی باشد.

 

25- مدرک فوق لیسانس در رشته های علمی، فنی و علوم پایه

M.S. / M. Sc. = Master of Science

 

26- مدرک فوق لیسانس در رشته های انسانی و هنر

M.A. = Master of Arts

 

27- لیسانس فیزیک دارم.

I have a B.S. in physics.

 

28- سارا پارسال فوق لیسانس اقتصاد گرفت.

Sara got an M.A. in Economics last year.

 

29- دارم فوق لیسانس شیمی می خونم.

I’m studying for an MS (Degree) in Chemistry.

 

30 – مدرک زبان هم دارم.

I’ve got a degree in English too.

 

31- آیا واقعا مدرک معماری داری؟

Do you really hold a degree in architecture?

 

32- دانشگاه تهران به او دکترای افتخاری حقوق اهدا کرد.

Tehran University awarded him the honorary degree of Doctor of Laws.

 

33- من دانشجوی دانشگاه دولتی / آزاد هستم.

I study at a state university / an Azad University.

 

34- دانشکده هنر درس می خونم.

I go to Art college.

 

35- دانشجوی تمام وقت / پاره وقت دانشگاه دولتی هستم.

I study part time / full time at the state university.


!A new proverb

To go with the stream

همرنگ جماعت شدن


!I don't want to say nothing! Here,Silence means to go with the stream

من نمی خواهم ساکت باشم!

سکوت در اینجا یعنی همرنگ جماعت شدن!

ساختارهای So am I,So do I etc

1)Affirmative

1-1)We can use So to mean Also ,in a special structure with Auxiliary verb and Subject:

*So Auxiliary Verb Subject*


Louise can dance beautifully,and so can her sister.

'I've lost the address.' 'So have I.'


Be and Have  can be used in this structure,even when they are not auxiliary verbs!

was tired and so were the others.

'I've got a headache.' 'So have I.'

          

After a clause with no auxiliary verb,affirmative present or past tenses,we use do/did.

He likes ice-cream,so do I.


2)Negative

2-1)For negative structure we uses neither/nor  to mean 'also not'.They mean the same.

Neither and nor come at the beginning of a clause and are followed by auxiliary verbs + Subject.

Neither/nor + Auxiliary verb + Subject

'My father can't swim well.' 'Neither can I.'(NOT also I can't.)

'I don't like opera.' 'Nor do I.'(NOT I don't,too.)


2-2)We can use ...not either  with the same meaning.

'My father can't swim well.' 'I can't either.'

'I don't like opera.' 'I don't either.'


HOPE THIS HELPS!

!سوالی بود در خدمتم

جملات انگلیسی در مورد رمضان(Ramadhan  or Ramadan)


جملات زبان انگلیسی در مورد ماه رمضان

 

Ramadan


در این پست 20 جمله و اصلاح انگلیسی مربوط به ماه رمضان و روزه گرفتن، بیان شده است.



1- چقدر راجع به رمضان می دانید؟

How much do you know about Ramadan?

 

2- این ماه مقدس ترین و مبارک ترین ماه اسلامی به شمار می ­رود.

It is considered the most venerated and blessed month of the Islamic year.

 

3- بارزترین عمل این ماه، روزه گرفتن در طول روز است.

The most prominent activity of this month is the daytime fasting.

 

4- در ماه مقدس رمضان، مردم باید از چه چیزهایی پرهیز کنند؟

What should people avoid in the Holy Month of Ramadan?

 

5- در طول ماه مبارک رمضان، مسلمانان تمام دنیا از خوردن، آشامیدن و سایر نیازهای جسمانی در طول روز خودداری می­ کنند.

During the blessed month of Ramadan, Muslims all over the world abstain from food, drink, and other physical needs during the daylight hours.

 

6- مردم کی باید برای روزه گرفتن از خواب بیدار شوند؟

When should people get up for fasting?

 

7- مسلمانان سراسر دنیا در طول ماه رمضان، هر روز سحر برای خوردن سحری و ادای نماز بیدار می­ شوند.

Every day during the month of Ramadan, Muslims around the world get up before dawn to eat Sehri and perform their prayers.

 

8- کی افطار می­ کنند؟

When do they break their fast?

 

9- در حقیقت وقتی مسلمانان صدای اذان مغرب را می ­شنوند، افطار می­ کنند.

In fact when Muslims hear Azan “the call to prayer” in the evening, they break their fasts.

 

10- رسم است که هنگام افطار اول خرما خورده شود.

Traditionally, a date is the first thing to be consumed during Iftar when the fast is broken.

 

11- مسلمانانی که روزه می­ گیرند و افطار می­کنند، اعتقاد دارند افطاری دادن به فرد دیگر به عنوان یک عمل نیکوکارانه بسیار ارزشمند می­ باشد.

Muslims who fast and break their fast believe that feeding someone Iftar as a form of charity is very rewarding.

 

12- در طول ماه رمضان، از مسلمانان انتظار می­ رود در جهت پیروی از آموزه­ های اسلام، تلاش بیشتری کنند.

During Ramadan, Muslims are also expected to put more effort into following the teachings of Islam.

 

13- مردم از دروغ، دزدی، خشم، سعادت، حرص، شهوت، غیبت، تهمت، پاپوش دوختن و شایعه پراکنی خودداری می­ کنند.

People refrain from lying, staling, anger, jealousy, greed, lust, backbiting, framing, and gossip.

 

14- چرا روزه گرفتن مهم است؟

Why is fasting important?

 

15- هدف روزه گرفتن سیقل دادن روح و رها کردن آن از آسیب­ها است.

The purpose of fasting is to cleans the inner soul and free it from harm.

 

16- شب قدر چیست؟

What is Qadr night?

 

17- مسلمانان اعتقاد دارند، اولین آیه قرآن در شب لیله القدر نازل شده است.

Muslims believe that it was the night of the Laylat-al-Qadr that the Quran’s first verse was revealed.

 

18- عید فطر پایان دوره ماه رمضان است.

Eid-ul-Fitr marks the end of the fasting period of Ramadan.

 

19- بعد از اینکه ماه نو دیده شد. عید فطر اولین روز ماه بعدی است.

Eid-ul-Fitr is the first day of the following month, after another new moon has been sighted.

 

20- می تونید کمی در مورد رمضان برایم بگویید؟

Can you tell me a little about Ramadan?


کاربرد زمانی کلمات at * in * on

از  at برای زمانی در روز استفاده می کنیم :  

at 5 o'clock / at 11:45 / at midnight / at lunchtime / at sunset … 


از 
on  برای روزها و تواریخ استفاده می کنیم :

 on Friday / on Fridays / on 19 May 1999 / on Christmas Day / on my birthday .


از in  برای مدت زمان طولانی تر استفاده می کنیم :

 in October / in 1998 / in (the) winter / in the 1990s / in the 18th century / in the past / in (the) future / in the Middle Ages 


مرسی عالی بود و کاربرد این سه کلمه رو به صورت خلاصه گفته .ولی اقا at کاربرد دیگه ای هم داره.مثلا at the table ویا at school.
با سلام! کابردهای ذکر شده تنها استفاده های "زمانی" کلمات فوق می باشند.


اصطلاح تصویری شماره 4

Shoot off one's mouth

معني: لاف زدن، غلو کردن

Jim doesn't play tennis very much, but he's always shooting off his mouthabout how good he is. Yet he's fooling nobody. Jim is somewhat of a braggart and everyone knows that he gives opinions without knowing all the facts andtalks as if he knew everything about the game.

جيم زياد تنيس بازي نمي‌کنه، اما هميشه در مورد اينکه چقدر خوب بازي مي‌کنه غلو مي‌کنه. البته اون کسي رو دست نمي‌ندازه. جيم تا اندازه‌اي يک «لاف زن» هستش و همه مي‌دونند که بدون اينکه همه چيز رو بدونه ابراز عقيده مي‌کنه و طوري حرف مي‌زنه که انگار همه چيز رو درباره بازي مي‌دونه.

New expression

Things past cannot be recalled!

آب به جوی رفته باز نمیگرده!(کاریه که شده)


(به صورت کلمه به کلمه هم معنی کنید جالبه!)

!Something amazing

اتومبیل خاتم کاری شده در شیراز!



بعله!




(Image based teaching (Sport

 

آموزش تصویری لغات:(دوستان لطفاً به دیکته ی لفات هم دقت کنید!)

ورزش

بسکتبال

Basketball

بیس بال


Baseball

تیر اندازی با تیر و کمان

Archery


 

 

 

 

اسب دوانی

Horse racing


فوتبال آمریکایی



 


American football


هاکی روی یخ


Ice hocky

پرتاب دیسک


Discus


    

کشتی


Wrestling



کریکت


Cricket



پرش طول


Long jump

راگبی


Rugby

فوتبال


Football/Soccer




!A new proverb

!I wasn't born yesterday

من که بچه نیستم!

A basic conversation about the weekend

:This is a basic conversation about the weekend


?Robert: Good morning, Bill. How are you today

?Bill : Good morning, Robert. I'm all right. How are you

?Robert: Pretty good. Did you have a nice weekend

.Bill: Not bad. I went to the movies on Saturday night

?Robert: Oh yeah? What did you see

.Bill : I saw the new Harry Potter movie

?Robert: Did you like it

!Bill: Yes, it was excellent



  Let's Practice with a partner


.A: I went to the movies

?B: Oh yeah? What did you see


.A: I went to a new restaurant

?B: Oh yeah? What did you eat


.A: I went shopping

?B: Oh yeah? What did you buy


.A: I went for a drive

?B: Oh yeah? Where did you go



افعال دوکلمه ای (Phrasal or Two-word verbs)

به بهانه ی سوال جناب پویا دراجی!

در انگليسي گاهي بعضي از افعال با يك يا چند حرف اضافه تركيب شده و افعال جديدي را بوجود مـي آورند .

در این افعال،کلمه اول(به خودی خود) فعل بوده و کلمه ی دوم اصطلاحاً جز قیدی می باشد.

 نگاه کردنLookچرخیدنTurn
مراقب کردنLook afterروشن کردنTurn on
جستجو کردنLook forخاموش کردنTurn off
چشم به راه بودنLook forwardزیاد/کم کردن صداTurn up/down

 

همانگونه كه بيان شد افعال دو كلمه اي از يك فعل اصلي و يك يا چند حرف اضافه تشــكيل مي شوند كه  به دو دسته ي افعال دو كلمه اي جداشدني و افعال دو كلمه اي جدانشدني تقسيم مــــــــي شوند.

 

افعـال دو كلمه اي جدا شدني

چنانچه افعال دو كلمه اي شرايط زير را داشته باشند ، مي توان آنها را از يكديگر جدا كرد .

الف) متعدي باشند يعني بعد از آنها مفعول بكار رفته باشد .

put on ( لباس پوشيدن ) - turn off ( خاموش كردن) _ call up ( تلفن زدن )

سوال: چه چیز را & چه کس را 

ب)جز قیدی  آنها يكي از حروف اضافه ي over-back-down-up-out-in-off-on باشد .

تذكر: در اينگونه از افعـال دو كلمه اي چنانچه مفعول بصورت اسم باشد آنرا مي توان هم پس از حرف اضافه وهم قبل از حرف اضافه بكـار برد ولي اگر مفعول بشكل ضمير مفعولي باشد ، حتماً مي بايست آنرا قبل از حرف اضافه بكار برد .

He is putting on his shoes.

He is putting his shoes on.

He is putting them on.

 

افعـال دو كلمه اي جدانشدني

الف )چنانچه افعال دو كلمه اي "لازم" باشند كه در اين صورت بعد از آنها مفعول بكار نمي رود .

get up ( بيدار شدن) – come back ( برگشتن )

سوالی پیرامون "چه چیز را" و "چه کس را" به ذهن خطور نمیکند!

 ب ) يا اينكه حرف اضافه ي متعاقب فعـل ، غير از حروف اضافه ي  فوق باشد!

كه در اينصورت فعل و حرف اضافه ي آن بهيچ وجه جدا نمي شوند و در اين حـالت مفعول چه بشكل اسم و چه بشكل ضمير بعد از حرف اضافه قرار مي گيرد .

He is looking for his son.

He is looking for him.


I hope this helps,dear Pouya

*******************************

(P.S.)

دوشنبه 17 تیر1392 ساعت: 16:30توسط:محمد محب

سپاسگزارم...

خییلی مفید بود ...
فقط... میخواستم ببینم که turn down (که تومتن نوشتید)معنیش هم 
کم کردن و هم خاموش کردنه،یا فقط میشه خاموش کردن؟!

پاسخ: 
سلام محمد جان! 
ممنون! اشتباه تایپی رو تصحیح کردم.

Turn down به معنی "کم کردن" هستش! حالا می تونه صدای تلوزیون باشه و یا اجاق گاز!
.Can you turn the TV down?I'm trying to work
میشه تلوزیون رو کم کنی؟من دارم کار می کنم.

البته به معنی "رد کردن پشنهاد کسی" هم هست!
(Sara's already turned him down.(=refuse his offer of marriage
سارا قبلاً پیشنهادش رو رد کرده است.(پیشنهاد اون پسر درباره ازدواج)


خاموش کردن میشه Turn off:
.Could you please turn the TV off? = Please turn off the TV

منم از شما تشکر میکنم!
 وب سایت   ایمیلافعال دوکلمه ای (Phrasal or Two-word verbs)


 توجه: این گرامر مربوط به دروس سوم دبیرستان می باشد!

Our planet-Earth

Planet :  سیاره

Earth : زمین

our =  Possessive adjective


 دنلود کنید!

...Someone who's very kind

گوشه چشم هاتون رو بکشید تا بتونید متن عکس رو ببینید!


یعنی چی می تونه باشه؟!


?What kind of ... do you like  

?What kind of sports do you like

?Bill: Robert, I have some tickets to the Hawks game. Do you want to go 
.Robert: Not really, Bill. I don't like baseball

?Bill: Oh, do you like sports

.Robert: Yes, of course

?Bill: What kind of sports do you like

.Robert: I like soccer

.Bill: Well, that's the world's most popular sport

Let's practice


?A: What kind of sports do you like
.B: I like soccer

?A: What kind of Japanese food do you like

.B: I like sushi

?A: What kind of books do you like
.B: I like Harry Potter

?A: What kind of movies do you like
.B: I like action movies

?A: What kind of cars do you like

.B: I like sports cars

?A: What kind of computers do you like
.B: I like Apple computers

ّبرگرفته از وبلاگ خانم خدیجه تقوی

نهایت سرعت!

حضرات عشق ماشین این سایت رو از دست ندن!

توش پره کلیپ HD و FULL HD از Drag و Drift و Speed Test و Tuned car و... هست!

من خودم نزدیک 5 تا 6 گیگابایت فایل ازش دنلود کردم!

کلیک کنید!


(Is it true? (Al-Aghsa mosque

یه چندتا اسلاید جالب در مورد تفاوت "مسجدالأقصی" و اون جایی که توی تلوزیون نشون ما میدن(بقعۀ الصخره) رو در قالب یه فایل powerpoint براتون میذارم فکر میکنم خیلی جالب باشه!

ضمنا،اگر کسی ترجمه کرد بذاره توی نظرات،ممنون می شم!

دنلود کنید!

ترجمه پاسخ نامه!

سلام!
با تشکر فراوان از تمامی دوستانی که زحمت ترجمه رو کشیدند!آقایان پویا دراجی ،کیارش قاضی زاده،پارسا عصار پور و Alascup


Johnدر اسپانیا زندگی می کنه .
Helenدر ولز زندگی می کنه .
نامه ی Helenبه جان را بخوانید .

نشانی و مختصات جغرافیایی
شهر Oviedo
10 نوامبر


Helenعزیز،
سلام 
ممنون به خاطر نامه ات.
من 14 سال سن دارم و دوم دبیرستانم .
ما در روز های دوشنبه و چهارشنبه و پنجشنبه انگلیسی می خونیم .
پدرم توی یک هتل و مامانم توی یه بیمارستان کار می کنه .
خواهرم 16سالشه واسمش هم ایزابله .
برادر کوچیکمم جوز مارتینه که تنها 7 سالشه .من {سبک} Jazz رو دوست دارم . اما موزیک مورد علاقه ی من موسیقی Pop است
خواننده ی مورد علاقه ی من مارتیکا است . اون اسپانیاییه.
درس مورد علاقه ی من در مدرسه جغرافیا است .
و ورزش مورد علاقه ی من والیبال است . ولی فوتبال هم بازی میکنم.
من یک کارت پستال از  Oviedo و یه عکس از خانوادم رو برات ضمیمه کردم. 

بهترین ارزو ها را برایت ارزو مندم .{ با بهترین ارزو ها }

John.

!The answer of the letter

اینم پاسخ نامه قبلی! ترجمش کنید!(لطفاً)


!New Proverb

!Let bygones be bygones

گذشته ها گذشته!

Large & Big

به بهانه ی سوال خوب آقای پویا دراجی ،صلاح دونستم تا خودم یه مروری داشته باشم و اونها رو اینجا بنویسم!

QUESTION: What's the difference between big and large?


Big

1) SIZE of more than average amount or size:

A big house

I need a big desk.

She always has a big grin on her face.

A big increase in crimes

When they lose,they lose in a big degree.(=to a large degree)

There was this great big (= extremely big) spider in the sink.

2) IMPORTANT OR SERIOUS

A big decision

There's a big deference between understanding something and being able to explain it to others.

Every body was getting ready for a big day.(=A day when an important event will happen)

3) POPULAR / SUCCESSFUL PEOPLE

Julia Robert became a big star.

She is very big in Australia.

4)OLDER PEOPLE

Big brother or sister


LARGE 

1)Big in size,amount or number OPP small:

Los Angeles is the second largest city in the US.

The T-shirt comes in Small,Medium and Large.

Large sums of money.

Those who drink a large amounts of coffee.

A large number of students have signed up for the course.

2) A LARGE PERSON is tall and often fat OPP small.


اینها رو امروز type کردم و فکر نمیکنم که نیاز به ترجمه باشه ولی اگر تونستم توی همین روزها ترجمه ها رو هم اضافه میکنم و اگرم کسی سوالی داشت - اگر بلد بودم- در خدمتم!


ترجمه نامه به دوست فرضی!

سلام!

متاسفانه هیچ یک از دوستان،باوجود سادگی متن،اقدام به ترجمه اون نکردند؛لذا خود ترجمه نامه را در ذیل ارائه خواهم داد.

****************************************************************************

جاده Newport بیست و دو

شهر کاردیف

خیابان CF6 چهارم

کشور ولز


John عزیز؛

سلام! من دوستجدید نامه ای(*) (Penfriend)تو هستم.اسم من Helen است.آن اسم کوچک من است.نام خانوادگی من Jones است.

من اهل شهر کاردیف در کشور ولز هستم.من 15 سال سن دارم.نام مدرسه ی من "مدرسه فراگیر مرکزی کاردیف" است.من کلاس دهم هستم.در کلاس من 27 دانش آموز می باشد.

خواننده مورد علاقه ی من Prince هست.خواننده مورد علاقه ی تو کیست؟

همراه با بهترین آرزو ها

Helen

این یک عکس از من هست


(*)

A “pen friend” is just that. A medium in which to find… and develop… a new, and hopefully lasting, friendship.Regardless of ink-on-paper or electronic emails, the results are the same: interaction… thoughts… ideas… growth… knowledge.A new friend.

!A letter to a given friend

یک نامه به یک دوست فرضی!

یکی ترجمش کنه تا جوابش رو هم بزنم!



Funny Sketches

سلام!

امروز یه مطلب گذاشتم که شامل یه چندتا عکسه که با سبزیجات اشکال جالبی رو طرح دستی و خلق کردند و پیشنهاد می کنم که حتما ببینید!

قبلش این دو کلمه رو مرور کنید:

Funny : جالب( Interesting )         

Sketch : طرح چیزی را کشیدن

دنلود کنید!